ميرزا حسن حسينى فسايى
654
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
داشت كه در هنگامهاى كه هراس بر ضمائر ناس غلبه كرده ، سر از پا نمىشناختند ، خوددارى و عزمى آشكار كرد كه خاصه خود او بود و بس چنان كه مادام زندگانى بعد از اين واقعه دوست مىداشت كه از كيفيت اين زمان حكايت كنند . از او منقول است كه مكرر مىفرمود « 1 » : سه كار بزرگ است كه شايسته است براى دستور العمل اعقاب در تاريخ ايران ثبت و ضبط شود ؛ مقدم بر همه تدبير حاجى ابراهيم خان كه به مدد مشتى بازارى و كاسبكار ، شيراز را گرفت و تا چند ماه در برابر سلحشوران و جنگجويان ملك را نگاه داشت ، دويم دلاورى و بهادرى لطف على خان كه با معدودى قليل ، جرأت نموده با سىهزار نفر سپاه جنگى درآميخت و سيم ثباتى كه خود من نمودم در وقتى كه لشكر من از اطراف مىگريختند ، از جاى خود حركت نكردم و آن سكونت خاطرى كه در بحبوحهء خطر حكم دادم كه مؤذن اذان گفت و كرناىچى ، كرناى سوارى را كشيد تا هم عسكر من و هم لشكر دشمن بدانند از آنچه واقع شد ، پروا نكرده بر جاى خود برقرارم ، القصه نواب لطف على خان از ابرج به مرودشت رفت « 2 » ، بعد از دو روزى توقف از راه نيريز و كرمان به جانب طبس خراسان شتافت ، و خاقان گيتىستان در روز غره ماه ذيحجه همين سال [ 1206 ] به دولت و اقبال وارد شيراز جنتطراز گرديد « 3 » [ و ] در باغ وكيلى نزول اجلال نمود و در عمارت كلاهفرنگى بر سر قبر مغفرتپناه كريم خان وكيل نشست و سلام عام را گذرانيد و چون برخاست ، ميرزا محمد خان لاريجانى را مأمور به نبش قبر آن مغفرت توأمان داشت و جنازهء وكيلى را درآورده روانه طهران فرموده « 4 » ، در ميان كرياس خلوت كريم خانى دفن نمودند و اعليحضرت فتح على شاه قاجار طابثراه بعد از چند سال ديگر استخوانهاى او را درآورده روانه نجفاشرف فرمود و حضرت خاقان گيتىستان ، آقا محمد خان ، ايالت فارس را كما فى السابق به جناب حاجى ابراهيم خان برقرار گذاشت و حرم لطف على خان و عيال اعيان زنديه را روانه طهران نمود « 5 » و حكم فرمود كه دو ستون سنگى يكپارچه از عمارت ارگ وكيلى و سنگهاى مرمر ازاره « 6 » و درهاى خاتم كه امتيازى تمام داشت « 7 » همه را از عمارات وكيلى كنده به طهران فرستاد ، و روز يازدهم « 8 » ماه محرم سال 1207 از شيراز به صوب طهران نهضت نمود و آفتاب عالمتاب روز شنبه هفتم ماه شعبان همين سال [ 1207 برابر 20 مارس 1793 ] به بيت الشرف
--> ( 1 ) . ر ك : تاريخ ايران ، ملكم ، ج 2 ، ص 70 . ( 2 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 372 . ( 3 ) . غره ذى حجه سال 1206 برابر است با 21 ژوئيه 1792 و ( به تاريخ هجدهم شهر شوال المكرم وارد آن خطه ارم نظم : ( دار الملك شيراز ) شد ) . ذيل گيتىگشا ، ص 373 ، و چنين است در روضة الصفا ، ج 9 ، ص 247 : ( به تاريخ هجدهم شوال به يك فرسنگى شهر شيراز رسيد ) . ( 4 ) . ر ك : تاريخ عضدى ، ص 143 . ( 5 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 373 ، روضة الصفا ، ج 9 ، ص 247 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 63 . ( 6 ) . ازاره ، هزاره ، ايزار ، ازار : آن قسمت از ديوار اطاق و يا ايوان كه از كف طاقچه تا روى زمين بود . ( معين ) ( 7 ) . ( كه خاقان گيتىستان در ايام دولت از جميع ممالك روم و روس جمع نموده ( بود ) . ذيل گيتىگشا ، ص 373 ، روضة الصفا ، ج 9 ، ص 261 . ( 8 ) . در ذيل دوم گيتىگشا ، ص 374 : ( پانزدهم ) برابر 29 اوت 1792 .